بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
294
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
ايّدته بوزيره و نصرته بوزيره » پس حضرت فرمود كه من از جبرئيل پرسيدم كه كيست وزير من ؟ گفت على بن ابى طالب و در كلّ قائمه از قوائم عرش نيز اين كلمات تا ما ترا مكتوب ديدم مخفى نماند كه سؤال آن حضرت از جبرئيل بواسطهء اطمينان قلب و تكرار ذكر محبوبست كه : هو المسك ما كررته يتضوع على بن ابراهيم روايت كرده كه سدرة المنتهى در آسمان هفتم است و بعضى در آسمان ششم گفتهاند . در قرب الاسناد از حضرت صادق عليه السلم روايت كرده كه هر برگى از سدرة المنتهى بواسطهء وسعت و بزرگى سايه مياندازد دنيا را و در هر برگى فرشتهاى موكلست كه تسبيح خداى تعالى كند و در وقت گفتن تسبيح از دهان آن فرشته در و ياقوت ميريزد و از حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كردهاند كه « رأيت على كل ورقة من ورقها ملكا قائما يسبح اللَّه عز و جل » و در كتاب علل الشرائع از حضرت ابو جعفر عليه السلم روايت كردهاند كه « ان غلظ السدرة لمسيرة مائة عام من ايام الدنيا و ان الورقة منها تغطى اهل الدنيا » يعنى بدرستى كه سطبرى سدره هر آينه صد سال را هست از ايام دنيا و هر برگ آن مىپوشد اهل دنيا را عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى نزد آن سدره است جنتى كه آن مأوى و آرامگاه مؤمنان و متقيانست و جاى با دوام ايشانست قراءت ائمهء هدى عليهم السلم جنته المأوى بهاء ضميرست كه آن راجع به پيغمبرست بنا برين معنى « عندها جنّته المأوى » اينست كه نزد سدرة المنتهى پوشيد پيغمبر را ظلال آن سدره إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ ما يَغْشى متعلق است بقول خداى تعالى وَ لَقَدْ رَآهُ يعنى ديد پيغمبر نور الهى و رحمت ربانى را آن هنگام كه پوشيده بود سدرة المنتهى را آنچه پوشيده بود از حجابهاى نور عدم تصريح بغاشى اشارت بتعظيم و تكثير آنست چنانچه در « فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى » عدم ذكر ما اوحى اشارت بر تعظيم آنست ما زاغَ الْبَصَرُ ميل نكرديد ديدهء محمد بر چپ و راست بلكه چنان مستغرق مشاهده و عظمت حال كبرياى الهى بود كه فرجهء پرداختن به چيز ديگر نداشت وَ ما